ساعت: یک بامداد
ادامه مطلب
من احساس برخورد باران به خاکم.. یا دست کم, دلم می خواهد اینطوری باشم!
پدر من هم نمی فهمد. مادرم هم نمی فهمد. خواهرم هم. دوستان من و تو هم حالیشان نمی شود.
خودت هم بعید می دانم چیزی دستگیرت بشود یا نه..
که والله زمان ما اینطور و آنطور. آشپزیم فلان بود و خیاطیم فلان. از صب تا شب جون مث سگ می کندم٬
آخر شب خونواده ی شوارم باز چپ چپ نیگام می کردن!
که از گل بالا تر به بزرگترم نمی گفتم و ما اینقدر ناز و اطوار نداشتیم و واه واه از این دخترای امروزی!
منظور اینکه٬ گهی پشت به زین و گهی زین به پشت زندگیشان٬ در فازی است که پشتشان به زین است
و زینشان روی پشت ما.
که از این پیش تر/ به لطف پاکدامنی اش/ هرگز
اتفاق مردانه ای گرمش نکرده بود.
مادینه ی سر به مهری تحویلم گرفت
از دست تقدیر
بی نوازش و بوسه و هم بستری -و حتی نگاه پر مهری-
بل به حکم دستوری:
کین فرزند خداوند است/ بکنش توی رحمت!
بدین سبب بوده که در عنفوان حیات/ مادری نه/ که صاحب خانه ای داشته ام!
و پروردم/ هم او
-صاحب حانه ام را عرض می کنم-
به آب چشمه ی خشک و بار درختان خشکیده.
باشد تا که "مرد" بار بیاوردم.
خود به یاد ندارم/ اما/ مورخان نوشته اند:
به دنیا که آمدم در گهواره سخن می گفتم!
تا کسی/ لابد/ به پاکی صاحب خانه ام شک نبرد.
و می دانم که تا عمر دارم کارم باید همین باشد
که به زنده کردن مردگان و شفای کوران و درمان جذامیان
قداست خودم را و صاحب خانه ام را و خدایگان را اعاده ی حیثیت کنم.
خوب دیگر/ سر نوشت ما هم اینگونه بوده که پیامبر باشیم..
پ.ن: آقای ولگرد دوست داشتنی! آن کار را کردیم. نشد!
ولیکن این قضیه هیچ از دعاگویی ما به جان شما کم نمی کند.
یک حالت دارد شبیه گارد بسته.
که یعنی وا نمی رود و وا نمی دهد و سنگین است.
تا کار به لودگی نکشد/ سر شوخی باز نمی شود. لحنی دارد والامنش و متفاخر.
با لبخند های زورکی و لهجه ی تصنعی و پا روی پا و دست به سینه و لپا آلوچه و هوپ!
یک دو سه باری که رفتند و آمد شد/ کم کم رویشان به هم باز می شود به هره و کره و جوک سکسی
و فحش ناموس و شوخی کمر به پایین!
منظور اینکه: نه به آن شوری شور و نه به این بی نمکی.
اینرا نوشتیم/ زدیم سر در اینجایمان/ به مثابه همان چوبدست و چوخای چوپانی.
تا بیاییم هرز چند نگاهش کنیم و حد خودمان را به یاد بیاوریم.
که فلانی! تو روز اول این بودی/
حالا دم در آوردی!
پ.ن: این علامت / را ما به جای ویرگول داریم استفاده می کنیم. که از تازه واردیمان است.
تایپ کردنش را یک نفر یادمان بدهد دعاگوییم.