منا ظره؛ با مردی که شیله پیله نداشت
۱- بازیکن فوتبالیست ما به سمت یار پا به توپ عرب می رود و یک تنه بهش می زند. شاید هم یک تکل توی پایش می رود. عربِ پا به توپ یک پشتک و وارو توی هوا می زند و بعد زانویش را توی دستش جمع می کند و با هشت متر دهان گشوده و سی ودو تا دندان نمایان عربده می زند و بعد شیش هفت دور روی چمن آزادی غلت می خورد٬ سپس به صورت پاندولی - در همان وضعیت- روی ما ته ته خودش حرکات رفت و برگشتی انجام میدهد و ۱۰ - ۱۵ دقیقه ی بازی تلف اسپری زدن به ساق آقا و انتقال جنازه اش به خارج از جمن ورزشگاه می شود.
اعصاب همه خورد و خاکشیر است. ۱۰۰ هزار نفر یک صدا فریاد می زنند:
بقره بقره بقره!
۲- بازیکنان فوتبال عرب توی خانه ی خودشان بازی می کنند. از اول بازی با انواع جنگ روانی روی اعصاب ملت ایران هستند. در طول بازی ما گل می خوریم و عربها شادی می کنند. بعد بازیکنان ما با آنها درگیر می شوند و آنها را می زنند. آنها خودشان را مجددا روی زمین می اندازند.یار ما کارت قرمز می گیرد و عربها برای او دست می زنند. در تمام این مدت یک عرب بلندگو به دست ورزشگاه ها را از گذاشته روی سرش و بلند بلند سرود شادی و پیرزوی می خواند.
بازی تمام می شود. تیم حریف در حالیکه خودشان اوت شده اند٬ با پرچم یک کشور دیگر دور افتخار می زنند و میگویند:
ما برنده شدیم!
۳- در لحظه های اولیه شروع مناظره میر حسین موسوی و احمدی نژاد استرس این را داشتم که رییس جمهور فعلی با همین شیوه ی جنگ روانی و مظلوم نمایی همیشگی اش به او حمله کند و بعد مدام برود پشت آرامش ظاهری و نگاه و لبخند عاقل اندر سفیه اش سنگر بگیرد٬ که کرد و گرفت. نگران این بودم که مبادا میر حسین درگیر جنگ لفظی بشود یا وادار به واکنش هیجانی و درست بازی ای را بخورد که احمدی نژاد می خواهد!
۴- میرحسین موسوی٬ اما مردی بود در آن شب که نشان داد٬ در حال حاضر٬ چقدر آن تنها کسی است که می تواند در برابر شرایط حاضر در مملکت مقابله کند. شرایطی که در آن دیوار حاشا بلند است و حیا یک معجون ترش و بویناک غی شده ای بیش نیست. او نشان داد که مردی است که هم شجاعت دارد و هم متانت و هیچ "شیله پیله ای" توی پرونده اش نیست! به نظرم رئیس جمهور ما میر حسین را دس کم گرفته بود. و درست موقعی این را فهمید که سعی کرد کودکانه وسط حرف او بپرد و دست مریزاد به انگشت اشاره ی میرحسین و ان جمله ی دل انگیز که:
توی وقت من دخالت نکن آقا! چهار سال ما ساکت بودیم!
۵- آقای رئیس جمهور همه چیز راباخت. این بار تاکتیک توپ را ببر توی زمین حریف و آنجا باهاش بازی کن٬ جواب نداد. احمدی نژاد که تصمیم داشت فرد مظلوم میدان مناظره باشد با رفتاری بچگانه و هتک حرمت های پی در پی و فرار از منطق و "قواعد بازی" بازنده ی میدان مناظره با میر حسینی شد که حتی در سخت ترین تحریکات روانی او - نشان دادن پرونده ای با تصویر همسرش- از راهی که در پیش داشت منحرف نشد.
"مردم من اومدم تا جلوی همین رفتارها رو بگیرم!"
۷- از حالا مظلوم نمایی ها ی احمدی نژاد وارد فاز تازه ای خواهد شد. بهانه ی حمله به هاشمی دستاویز خوبی برای هواداران او فراهم می کند تا هزار بامبول در بیاورند و حتی نسبت به امنیت جانی او ابراز نگرانی کنند! اما هرچه و هرجور٬ آن شب احمدی نژاد در مقابل چشم میلیون ها بیننده بازی را به میر حسین موسوی باخت.
گواه من همین دل شاد من است و گوشه ی لب او که خوب دیدم در آخرین لحظات چطور می پرید.

